تأثیرات 1 بر 1ویرایش
با وجود یک فرد معتاد در خانواده زندگی همه اعضا به نحوی صدمه میبیند. اعضای خانواده برای ادامه حیات مجبور میشوند که در زندگی خود تغییراتی بدهند تا بتوانند با اثرات ویرانگر اعتیاد کنار بیایند. به مرور زمان این روش باعث میشود تا خود آنها نیز در زندگی خود با مشکلات فراوانی رو به رو شوند. با وجود آنکه اعتیاد به مواد مخدر همواره در بین مردان بیش از زنان بوده اما در چند سال اخیر اعتیاد در ایران در بین زنان نیز افزایش چشمگیری داشتهاست. براساس بررسیها و تحقیقات انجام شده در حوزه اعتیاد زنان، بانوان به دلیل اطلاعات ناکافی و ندانسته در دام اعتیاد گرفتار میشوند.[۱۴] همچنین رئیس سازمان بهزیستی کشور با بیان افزایش اعتیاد در میان زنان در کشور عنوان داشت که بیش از ۵۰ درصد معتادان را افراد متأهل تشکیل میدهند.[۱۵]
مجموعهای از عواطف و احساسات ویرانگر وجود دارند که سلامت روانی، رفتاری و کیفیت زندگی اعضای خانواده به علت همجواری در کنار فرد معتاد را به خطر میاندازند. این گونه احساسات و رفتارها عبارتند از:
احساس گناه: حالتی که افراد خانواده تصور میکنند که مقصر اعتیاد عزیز معتادشان هستند.خشم: شامل خشم از معتاد و رفتارهای غیرقابل پیشبینی وی یا خشم از علل و عواملی که موجب بروز اعتیاد وی شدهاند.انکار و احساس شرمندگی: خانوادههایی که شناخت کافی از بیماری اعتیاد ندارند برای فرار از سرخوردگی و شرمساری معتاد بودن عزیزشان، اقدام به انکار کردن کرده یا همواره در وجودشان احساس شرمندگی میکنند.اضطراب و تشویش: حالتی که به دلیل رفتارهای غیرقابل پیشبینی معتاد، و اتفاقات متعددی که از پیامدهای اعتیاد یکی از افراد خانواده ناشی میشود رخ داده و باعث میشود که اعضای خانواده همواره در اضطراب و تشویش به سر ببرند.کمک خانوادهویرایش
همانگونه که برای توقّفِ بیرون روی نمیتوان از بیمار انتظار داشت به کمک اراده جلوی آن را بگیرد از معتاد نیز نمیتوان توقع داشت که با نیروی اراده بر اعتیادش غلبه کند. او به مراقبت پزشکی و حمایت عاقلانه، دلسوزانه و صبورانهٔ اطرافیانش نیاز دارد. همانطور که اگر در کودکی تب میکرد، تا بهبودی کامل اعضای خانواده از او تیمارداری میکردند اکنون نیز او به چنین مراقبتی نیاز دارد. حتّی پس از بستری و ترک نیز لازم است که خانواده تا چند سال مراقبش بوده چنانچه مجدداً به سمت مواد برگشت بیآنکه او را سرزنش کنند صبورانه وی را کمک نمایند تا دوباره ترک کند و همچنان به مراقبت از او ادامه دهند. همانگونه که یک بیمار قلبی نیاز به مراقبت دارد یک معتاد هم که مغزش بیمار شدهاست نیاز به مراقبت ویژه دارد.[۱۶] مضافاً اینکه، در این نوع بیماری که بیو شیمی مغز تحت تأثیر قرار گرفته فرد قادر نیست که از تجارب گذشتهٔ خود درس بگیرد و به اصطلاح، نقاطِ علت و معلول را بهم وصل کند(Coecting the dots). در حقیقت تا چندین ماه پس از ترک و سم زدائی از بدن بیمار، هنوز نمیتوان از وی توقع حرفشنوی داشت؛ زیرا او نصایح را میشنود و لی تحلیل و درک نمیکند. وی حتی متوجهٔ وضعیت خودش نیست. انتظار اینکه در چنین وضعیتی او حال خود را درک کند مانند آن است که از یک کامپیوترِ از کار افتاده انتظار داشته باشیم پیغام بفرستد که از کار افتادهاست[۱۷] خانواده باید به معاشران بیمارشان نیز توجه داشته باشند؛ اجازه ندهند برخی با ایجاد وسوسه تلاش وی برای بهبود را خنثی کنند. به قولی، اولین گام برای در امان ماندن از طوفان آنست که در و پنجرهها بسته شوند. برای این منظور، باید رابطهای صمیمانه با بیمار برقرار کرد تا بتوان از وجود چنین وسوسه کنندگانی مطلع شد آنگاه به او کمک کرد که از مُجالست با آنان بپرهیزد.
راز داری خانواده: در مورد اعتیاد راز داری اثر مخرب دارد. «برخورد رازگونه مانع از رو برو شدن خانواده با واقعیت و به چالش کشیدن آن میشود. سرّ نگه داشتن چنین مواردی مانع تغییر شده باعث بروز احساس شرم میشود. برخوردهای رازآمیز، همچنین حامل این بد آموزی هستند که برخی مسائل اساساً قابل حل نیستند. چنین برخوردی سبب میشود که تجارب شخصی، تجزیه تحلیل نشده در نتیجه مردم از روشن نگری و واقع بینی محروم بمانند و رشد نکنند.»[۱۸]
برچسب:
نویسنده: پارسا نوری